{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Protector

P6
+ خوب،خانم من بردم
با نگاه حرصی بهش نگاه کردی
- خو حالا،دور برت نداره شانسی بردی،خودم گذاشتم ببری وگرنه خودم تا الان برده بودم
با پوزخندی که عصبیت می‌کرد پرسید
+جدی؟
-بله جدی،حالا هم برو بیرون میخوام لباس بپوشم
+مگه میخواید برید کجا؟
- جایزتو بهت بدم
(شماهم حس میکنید دیالوگا یجورین یا من ذهنم فاسده؟😔)
تک خنده جذابی کرد و گفت:نیاز نیست خانم،یه شوخی بود دیگه
- اگه فقط واسه تو بود عمرا میرفتم،خودمم دلم بستنی میخواد،تازه باید برم رنگ و  اینجور چیزا هم بگیرم،تا دو هفته دیگه که این گچ باز بشه من همینجام پس باید یه سرگرمی برای خودم داشته باشم دیگه،حالام برو بیرون لباس عوض عوض کنم
رفت بیرون و تو با کلی بدبختی با اون پای شکستت  شلوار و لباستو پوشیدی،برای جوراب و کفش هر کاری کردی نتونستی خودت بپوشیشون
داد زدی:آجومااااااااا!
جیسونگ در زد و وقتی بهش گفتی بیا تو درو باز کرد و گفت:چه مشکلی پیش اومده خانم؟
- آجوما کجاست؟صداش کن بیاد
+ رفتن مرخصی برای دو ساعت مشکل چیه؟بگید شاید بتونم حلش کنم
-نمیتونم جوراب و کفشمو بپوشم
اومد سمتت و جورابارو برداشت و خیلی محترمانه پات کرد و کفشات هم به همین ترتیب پات کرد،دستتو گرفت و عصاتو دستت داد و با گرفتن دستت بهت برای راه رفتن راحت‌تر کمک کرد
نمیدونستی چرا قلبت انقدر تند تند میزد و صورتتم گر گرفته بود
رفتی سمت حیاط و در ماشینو برات باز کرد و کمکت کرد تا بشینی و کمربندتم برات بست و رفت سمت صندلی راننده و نشست
-پس همه کاره ای،هم دکتر هم بادیگارد هم راننده هم شطرنج باز حرفه ای؟ایول بابا
خنده ای کرد و گفت:آره دیگه،همه فن حریفم
از اعتماد به نفس بالاش حرصی خنده ای کردی که از دیدش پنهان نموند
رسیدید به یه بستنی فروشی که کلی طعمای متنوعی داشت
با ذوق بچگونه ای بهشون نگاه کردی و با ذوق به جیسونگ نگاه کردی
-نگاهههه کنننن چقدر طعممم دارههه بیا بریممم بشینییمم
داشتی سفارشتو به آقاعه میگفتی و جیسونگ محو ذوقت و چشای براقت کع از ذوق داشتن می‌درخشیدن شده بود که با سوال تو از هپروت دراومد:هوی دکیی؟کجایی؟چه طعمی میخوای؟چندتا اسکوپ؟
+هوم؟ها؟ها اره 2 تا اسکوپ وانیلی و شکلاتی
سفارشتونو که گرفتید رفتید نشستید سر میزتون و تو شروع کردی به حرف زدن
آدم به شدت پرحرفی بودی و معمولا آدمای کمی پیدا می‌شدن که ازت خسته نشن و بهت گوش بدن و مطمئن بودی که جیسونگ هم ازاین آدماست
داشتی راجب موضوعای مختلفی حرف می‌زدی که یهو فهمیدی چقدر حرف زدی و ساکت شدی
- وای ببخشید من...نمیخواستم انقدر پرحرفی کنم ببخشید
+ ادامه بده،داشتم گوش میکردم
- مجبور نیستی چون از بابام پول میگیری به پرحرفیم گوش بدی
+ ادامه بده،میخوام صدات تو گوشم باشه،قشنگ حرف میزنی
دیدگاه ها (۱۴)

Protector

Protector

part:② تو ...

واکاسا به عنوان یاندره ■■■■■■■■■■■■■■■■■◇ ی یاندره مرموز ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط